اگر یک اقتصاد کلان در میان باشد، اهمیت زیادی دارد که بنگاه تولیدی کار را از کدام روش ادامه می دهد. در ادامه به تفاوت بین سرمایه و پول میپردازیم چرا که بسیاری از افرادی که در اقتصاد فعالیت دارند هم تمایز این دو موضوع را نمی دانند.



در دنیای اقتصاد ویژگی های پول از خود پول یبیشتر مورد بررسی قرار می گیرد. یکی از مهم ترین ویژگی های پول هم این است که از آن به عنوان ابزاری برای مبادله استفاده می کنند.

پول ابزاری است که مورد تایید همه است و به واسطه آن می شود از تمامی خدمات استفاده کرد.اگر مقدار حجم پول در اقتصاد افزایش پیدا کند باعث می شود به ازای هر واحد کالا پول بیشتری پرداخت شود در نتیجه قیمت هر کالا افزایش پیدا می کند. لازم است بدانید بانک مرکزی قدرت آفرینش پول را دارد یعنی میتواند تعیین کند که چه میزان پول در اقتصاد وجود داشته باشد و به بیان دیگر میتواند تعیین کننده سطح عمومی قیمت ها باشد. اما نباید این برداشت اشتباه را داشته باشیم که خلق پول همان خلق سرمایه است.

چرا که بانک مرکزی قدرت خلق سرمایه را که با آن می توان تولید را افزایش داد، ندارد. نکته قابل توجه این است که اگر شما بتوانید تمایز بین پول و سرمایه را متوجه شوید، میتوانید درک کنید که چرا پول بیشتر منتشره از سوی بانک مرکزی، تولید را افزایش نمی دهد.





"سرمایه از پس‌انداز زاده می شود." اما به چه شکل؟

در بین اقتصاد دان ها یک جمله حاشیه ای وجود دارد که میگوید: "پس انداز مادر سرمایه است."

فردی را تصور کنید که خرج کرد امروز خود چشم پوشی کرده و آن را به آینده موکول کرده باشد و پس اندازه ناشی از عدم مصرف مالی خود را با نرخی که جبران کننده ی این تاخیر باشد به یک سرمایه گذار می دهد تا از آن برای انجام پروژه های سرمایه گذاری و تولید بیشتر استفاده کند. با این وجود میشود گفت اگر پس اندازی وجود نداشته باشد سرمایه نیز وجود ندارد و هر مبلغ مالی که ناشی از پس انداز باشد، سرمایه مالی است.

امروزه بدون پول هم میتوانیم پس انداز کرد؛ خود پس انداز میتواند تبدیل به سرمایه شود و به تولید و کسب و کار رونق بخشد به این مثال توجه کنید. رابینسون به دلیل کم باد بودن لاستیک دوچرخه خود هر روز باید پیاده مسافت زیادی را برای تهیه نان برود.در نهایت یک روز گرسنگی را تحمل میکند و دوچرخه خود را تعمیر میکند تا در روز های آینده زودتر و راحت تر نان را تهیه کند. عدم مصرف امروز یعنی پس‌انداز برای کروزوئه که تبدیل به سرمایه (دوچرخه) می‌شود و با وجود یک روز گرسنگی او می‌تواند روز‌های بعد به جای یک ساعت وقت برای تهیه نان  مثلا سی دقیقه وقت صرف کند. در این دنیای بدون پول، مصرف، پس‌انداز و تبدیل شدن آن به سرمایه آشکارا تبیین شده است.



اگر اعتبار مالی که به دست می آید حاصل از پس انداز نباشد مرد نمی توان آن را به عنوان سرمایه حساب کرد و به بیان دیگر اثری در زیاد شدن سرمایه ملی نخواهد داشت.

زمانی که سرمایه ملی وجود نداشته باشد تولیدی صورت نمی گیرد و همین عدم تولید رونق و اشتغال را کاهش میدهد. در نتیجه اعتبار مالی تخصیص یافته تنها باعث به تورم در کشور میشود.





اما سوال این است علت پابرجا ماندن بنگاه دریافت کننده اعتبار و افرادی که در آن فعالیت می کنند چیست؟

جواب بسیار ساده است اعتبار تخصیص یافته باعث این می شود تا بنگاه مربوط به تخصیص خیلی آسوده سرمایه مصرفی خود را به دست آورد ولی باعث افزایش قیمت برای سایر فعالان میشود.آن دسته از فعالان ای که با عدم تخصیص می توانستند تجهیزات و اشتغال و تولید خود را داشته باشند ولی حال این کار برایشان مقدور نیست چرا که هزینه تولید برای این فعالان بسیار افزایش یافته است در نهایت می توان اشاره کرد که اعتبار مالی اولیه باعث سرفه نگه داشتن بنگاه مشمول می شود که نتیجه آن از رونق انداختن سایرین است.در آخر لازم است بگوییم سرمایه باعث افزایش رونق در تولید میشود البته سرمایه ای که از غزل انداز به دست آمده باشد چه پس انداز ایرانیان و چه پس انداز خارجیان اما باید توجه داشت پول و اعتبارات آن که موجب افزایش پول و اعتبارات آن می شوند نمی‌توانند باعث ایجاد رونق شوند.